{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی بر روی عرشه کشتی تفریحیش ایستاده بود, ناگهان انگشتر ا

زنی بر روی عرشه کشتی تفریحیش ایستاده بود, ناگهان انگشتر الماسش در اب افتاد, زن ناراحت شد و به خانه برگشت, بعد از ٢٠سال زن برای شام ماهی خرید وقت خوردن چیزی در دهانش احساس کرد,.... حتما فک کردی انگشترشه, نه بابا استخون ماهی بوده عزیز
دیدگاه ها (۲)

تو مدرسه کافیه یک بسته چیپس دستت باشه، آنچنان عزیز می شی که ...

به امید روزی که ملت فهیم ایران درک کنند که وقتی موبایل آنتن ...

نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران عشق ...

باید رفت..! گاه از قلب کسی... گاه جفت پا تو صورت کسی...!!

Soonliy

فیک جونگکوک او صدای نفس هایم را میشنید

#اشتباه.یک.پری #پارت2 --------------------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط