{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دو

پارت دو

تصمیم گرفتم که به چان بگم
بعد از اون ماجرا ها ، صبح که بیدار شدم ی حسه خیلی عجیبی داشتم گلوم درد میکرد ، سرم داشت سوت میکشید ، دمای بدنم خیلی بالا بود که فهمیدم مریض شدم
بعد از چند دقیقه که سعی کردم به خودم بیام ، صدا ی در زدن اتاقم اومد ، گفتم بیا تو دیدم که هیونجینه
هیون : عه بلخره بیدار شدی ؟ چانی گفت بیا پایین صبحونه
ا.ت : اوهوم ، نه نمیام (صدای گرفته )
هیون : مریض شدی؟؟
ا.ت : آره (صدای گرفته )
هیون : خب چرا نمیای پایین ؟ (با حالت شیطنت جوری که بخواد ا.ت رو حرص بده )
ا.ت : بابا گی نخور میگم حالم خوب نیست گمشو بیرون (با داد ، صدای گرفته)
هیون : اوکییی ، صگِ (با داد ، محکم درو بست )
ا.ت : هوششششش ، هِرررررررر آرام حیوان ( بعد از رفتن هیون )
هیون اومد پایین ، رو به پسرا گفت
هیون : ا.ت نمی...
چان : آره فهمیدیم
هیون : صگ
لینو : لقب خوبیه
فیلیکس : صد درصد
ای ان : یااا مثله صگ فقط پاچه میگیری این چه وعضشه؟
چانگبین : خب حالا غیبت نکنین
هان : ایشششش ، چیمیکین شماها خیلیم اخلاقش خوبه
اعضا با هم : اوووووووو ، سنجابی عاشق شده (با خنده های بلند )
چان : خب حالا بسته دیگه صبحونه تون رو بخورین دیگه
هان : ایششششش
ویو هان
دیدم اعضا همشون رفتن
خونه خالی بود فقط منو ا.ت بودیم
رفتم پیشه ا.ته در زدم که گفت بیا تو
رفتم تو دیدم بی حال نشسته یجا رفتم دارو هایی که براش گرفته بودم رو گزاشتم روی میز کوچیکه کناره تخت
هان : ا.ت میشه بلند شی دارو هات رو بخوری
ا.ت : باش (بی‌حال )
هان جیسونگ بعد از دادن دارو های ا.ت شروع به صحبت کردن کرد
هان : میگم ا.ت مبخوای بریم دکتر ؟
ا.ت : نه ( بی حال و لبخنده نیمه )
هان : ا.ت من میخواستم بهت ی چیزی بگم...
ا.ت : بگو
هان : خببببب خیلی سخته که بخوام بگم چون واقعا نمیدونم چجوری باید بیان کنم حسم رو بهت ، امیدوارم درکم کنی.... ا.ت من عاشقتم
ا.ت : منم یچیزی بگم (با لبخند ) منم عاشقتم
هان اومد نزدیک ا.ت
ا.ت:نه نه نیا نزدیک تو هم مریض میشی
هان : مهم.نی
و....همو بوسیدن






خیلی خب دیگه بچه جان عیده عیدتون مبارک ، برو پیش خانوادت مغزتم شستشو بده من اسمات زیاد نمینویسم باباییی
دیدگاه ها (۴)

https://wisgoon.com/76576 سناریو درخواستی ایشونوقتی میفهمی ق...

ادیت خودم بگین خوب شد یا نه

اگه اعصاب نداری نرو پایین........1. ﺑﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﻬﻤﯽ ﺭﻭ ﺑﻬﺖ ...

بچه ها ببینین من میدونم که ریدم درست مثله همیشه و آنکه خواست...

Part 14

وقتی تو بارون.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط