httpswisgooncom سناریو درخواستی ایشون
https://wisgoon.com/76576 سناریو درخواستی ایشون
وقتی میفهمی قبلا گی بودن
چان : ببین ا.ت جانه من ی دقیقه وایسا اون قبلا بود ببین من الان تورو دارم (با ترس )
ا.ت : داه با چاقو ی آشپز خونه دنبال چان میدوعه
لینو : ایشششش خب اصلا خوب کاری کردم
ا.ت : اوکی پس برو پیش همون قبلی که باهاش بودی ، ای خاک بر سره من (بعد رفت بعد چصیدددد)
چانگبین : گی نبود پسره قشنگمممم قربونش برممم...
هیون : خوب کاری کردم
ا.ت : این چبو میبینی ؟ همینو میکنم تو ک*ونت
هیون در حال فرارررر....
ا.ت داره با ماهیتابه میاد نزدیکش که بزنه حیسونگ رو..
هان : دلت میاد سنجابی رو بکشی ؟؟(مظلوممظلوممم )
ا.ت : نه من که نمیکشمت من ناقصت میکنم ( زد به اونجایی که نباید میزد )
فیلیکس : مثله چانگبین
سونگمین : بیای نزدیکم میک*نم*تاااا..،
ای ان : ا.ت نکن جانه مننن
ا.ت زد به اونجایی که نباید میزد
ای ان : اخخخخخخخخخ یجوری بکنمت که بفهمی من گی نبودممم
ا.ت : زر نزن بودی 🗿👌🏻
ای ان : 😐😐
وقتی میفهمی قبلا گی بودن
چان : ببین ا.ت جانه من ی دقیقه وایسا اون قبلا بود ببین من الان تورو دارم (با ترس )
ا.ت : داه با چاقو ی آشپز خونه دنبال چان میدوعه
لینو : ایشششش خب اصلا خوب کاری کردم
ا.ت : اوکی پس برو پیش همون قبلی که باهاش بودی ، ای خاک بر سره من (بعد رفت بعد چصیدددد)
چانگبین : گی نبود پسره قشنگمممم قربونش برممم...
هیون : خوب کاری کردم
ا.ت : این چبو میبینی ؟ همینو میکنم تو ک*ونت
هیون در حال فرارررر....
ا.ت داره با ماهیتابه میاد نزدیکش که بزنه حیسونگ رو..
هان : دلت میاد سنجابی رو بکشی ؟؟(مظلوممظلوممم )
ا.ت : نه من که نمیکشمت من ناقصت میکنم ( زد به اونجایی که نباید میزد )
فیلیکس : مثله چانگبین
سونگمین : بیای نزدیکم میک*نم*تاااا..،
ای ان : ا.ت نکن جانه مننن
ا.ت زد به اونجایی که نباید میزد
ای ان : اخخخخخخخخخ یجوری بکنمت که بفهمی من گی نبودممم
ا.ت : زر نزن بودی 🗿👌🏻
ای ان : 😐😐
- ۸۹۶
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط