فیک مافیایی بیرحم
فیک مافیایی بیرحم
پارت ۱۴
شوگا : بچهها بریم ترن هوایی سوار شیم
ات: شما برین من نمیام
کوکی: چرا آخه
ات:آخه من فوبیای ترن هوایی دارم
جیمین:اشکال نداره منم دوست ندارم من میبرم پشمک بگیرم ات توهم بیا اینجا بازی کن ببینم میتونی عروسک بگیری
ات: باشه جیمین و اعضا رفتم منم داشتم عروسک میگرفتم آخ جون یکی گرفتم
یونا : به به ملکه خانوم پادشاهت کجاست
ات: یونا من کاری باهات ندارم برو وقتمو نگیر
] قد یونا از ات بلند تره ]
یونا :عه نه بابا برو بمیر تو یک هرزه بیش نیستی برو خودتو بمال به جین، نامجون تو این کارو خیلی خوب بلدی
ات:اسم خودتو روی من نذار تو از حسودی داری میترکی
یونا:هرزه این بار کاری که نامجون نکردو خودم انجام میدم [یونا ات رو حول میده ات میوفته سرش به تیزی دستگاه بازی میخوره فقط ات و یونا انجا هستن کسی نیست به ات کمک کنه]
یونا :نه نشد اینجوری زنده میمونی [یونا سر ات رو میگیره میزنه به دیوار محکم میزنه که ات بیهوش میشه وسرش خون ریزی میکنه ]
جیمین:ات کجاست این کیف ات هست ات نه ات یونای عوضی من از اولم به نامجون گفتم شر تورو کم کنه بیاید ببریدش [افراد نامجون با اعضا آمده بودند ]
جیمین:ات ات بیدارشو ات نباید چشماتو نبايد ببندی بخاطر نامجون چشماتو نبند
ات:جیمین خستم میخوام چشمامو ببندم[بی حال ]
نامجون:جیمین کجاست بذار براش زنگ بزنم الو جیمینی کجا هستین
جیمین:نامی تروخدا خودتو برسون ات،ات داره میمیره
نامجون: چی داری میگییی کجا هستین
جیمین:آنجایی که عروسک میگیرن شانسی نمیتونم توضیح بدم خودتو برسون
نامجون:باشه،باشه فقط نذار چشماشو ببنده شوگاا زود برو ماشینو بیار ات
شوگا :ات چی نامجونننن
نامجون:جیمین کوشش
جیمین:اینجاس
نامجون:ات ات توروخدا چشماتو نبندددد
ات:نامی درد دارم میخوام بخوابم
نامجون: توروخدا چشماتو نبند [نامجون داره میدوه ]شوگا
شوگا:ات [نگران ،، تعجب ]
جیمین :زود باش نامجون سوار شو
نامجون:ات عزیزم عروسکم چشماتو نبند
۱۰ دقیقه بعد
شوگا :رسیدیم یک برانکارد بیارین زودددد
#چخبرتونه آقا اینجا بیمارستانه زود باشین یک برانکارد بیارید
نامجون:تروخدا لطفا نجاتش بدید آقای دکتر هر چقدر بخوای برات واریز میکنم فقط نجاتش بده
دکی:سعی خودمو میکنم
چهار ساعت بعد
جین :چرا پس خبری نشد
نامجون: نمیدونم نمیدونم دارم دیوونه میشم
دکی آمد بیرون
نامجون:دکتر حالش چطوره چرا اینقدر تول کشید چرا چیزی نمیگی چرا چرااا
دکی :آقای کیم آروم باشید عمل موفقیت آمیز بود ولی
جین شوگا جیهوپ جیمین کوک ته:ولی چی هم زمان
دکی:ولی احتمال اینکه حافظشونو از دست بدن زیاده
شوگا:ممنون آقای دکتر
..........................................
💜لطفا حمایت شه امیدوارم خوشتون بیاد💜
پارت ۱۴
شوگا : بچهها بریم ترن هوایی سوار شیم
ات: شما برین من نمیام
کوکی: چرا آخه
ات:آخه من فوبیای ترن هوایی دارم
جیمین:اشکال نداره منم دوست ندارم من میبرم پشمک بگیرم ات توهم بیا اینجا بازی کن ببینم میتونی عروسک بگیری
ات: باشه جیمین و اعضا رفتم منم داشتم عروسک میگرفتم آخ جون یکی گرفتم
یونا : به به ملکه خانوم پادشاهت کجاست
ات: یونا من کاری باهات ندارم برو وقتمو نگیر
] قد یونا از ات بلند تره ]
یونا :عه نه بابا برو بمیر تو یک هرزه بیش نیستی برو خودتو بمال به جین، نامجون تو این کارو خیلی خوب بلدی
ات:اسم خودتو روی من نذار تو از حسودی داری میترکی
یونا:هرزه این بار کاری که نامجون نکردو خودم انجام میدم [یونا ات رو حول میده ات میوفته سرش به تیزی دستگاه بازی میخوره فقط ات و یونا انجا هستن کسی نیست به ات کمک کنه]
یونا :نه نشد اینجوری زنده میمونی [یونا سر ات رو میگیره میزنه به دیوار محکم میزنه که ات بیهوش میشه وسرش خون ریزی میکنه ]
جیمین:ات کجاست این کیف ات هست ات نه ات یونای عوضی من از اولم به نامجون گفتم شر تورو کم کنه بیاید ببریدش [افراد نامجون با اعضا آمده بودند ]
جیمین:ات ات بیدارشو ات نباید چشماتو نبايد ببندی بخاطر نامجون چشماتو نبند
ات:جیمین خستم میخوام چشمامو ببندم[بی حال ]
نامجون:جیمین کجاست بذار براش زنگ بزنم الو جیمینی کجا هستین
جیمین:نامی تروخدا خودتو برسون ات،ات داره میمیره
نامجون: چی داری میگییی کجا هستین
جیمین:آنجایی که عروسک میگیرن شانسی نمیتونم توضیح بدم خودتو برسون
نامجون:باشه،باشه فقط نذار چشماشو ببنده شوگاا زود برو ماشینو بیار ات
شوگا :ات چی نامجونننن
نامجون:جیمین کوشش
جیمین:اینجاس
نامجون:ات ات توروخدا چشماتو نبندددد
ات:نامی درد دارم میخوام بخوابم
نامجون: توروخدا چشماتو نبند [نامجون داره میدوه ]شوگا
شوگا:ات [نگران ،، تعجب ]
جیمین :زود باش نامجون سوار شو
نامجون:ات عزیزم عروسکم چشماتو نبند
۱۰ دقیقه بعد
شوگا :رسیدیم یک برانکارد بیارین زودددد
#چخبرتونه آقا اینجا بیمارستانه زود باشین یک برانکارد بیارید
نامجون:تروخدا لطفا نجاتش بدید آقای دکتر هر چقدر بخوای برات واریز میکنم فقط نجاتش بده
دکی:سعی خودمو میکنم
چهار ساعت بعد
جین :چرا پس خبری نشد
نامجون: نمیدونم نمیدونم دارم دیوونه میشم
دکی آمد بیرون
نامجون:دکتر حالش چطوره چرا اینقدر تول کشید چرا چیزی نمیگی چرا چرااا
دکی :آقای کیم آروم باشید عمل موفقیت آمیز بود ولی
جین شوگا جیهوپ جیمین کوک ته:ولی چی هم زمان
دکی:ولی احتمال اینکه حافظشونو از دست بدن زیاده
شوگا:ممنون آقای دکتر
..........................................
💜لطفا حمایت شه امیدوارم خوشتون بیاد💜
- ۴.۷k
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط