سناریو
~ سناریو ~
وقتی عضو هشتمی و خیلی خوشحال به نظر میای ولی یه روز تو رو میبینن که داری گریه میکنی..
نامجون: هوممم..باید میدونستم همه نمیتونن خوشحال باشن...
جین: ه..هی خوبی؟؟ چیشدع؟؟
شوگا:( محکم بغلت میکنه)
شوگا: میفهمم چه حسی داری میفهمم...خودتو خالی کن
جیهوپ:( بغلت گرفت و خودش گریش گرفت)
جیمین: ات... هیچوقت فکر نمیکردم اشکتو ببینم...
تهیونگ: بیا بغلم عروسک...
جونگکوک: ببین نمیدونم از چی ناراحتی یا کی ناراحتت کرده ولی اینو بدون من کنارتم
وقتی عضو هشتمی و خیلی خوشحال به نظر میای ولی یه روز تو رو میبینن که داری گریه میکنی..
نامجون: هوممم..باید میدونستم همه نمیتونن خوشحال باشن...
جین: ه..هی خوبی؟؟ چیشدع؟؟
شوگا:( محکم بغلت میکنه)
شوگا: میفهمم چه حسی داری میفهمم...خودتو خالی کن
جیهوپ:( بغلت گرفت و خودش گریش گرفت)
جیمین: ات... هیچوقت فکر نمیکردم اشکتو ببینم...
تهیونگ: بیا بغلم عروسک...
جونگکوک: ببین نمیدونم از چی ناراحتی یا کی ناراحتت کرده ولی اینو بدون من کنارتم
- ۹.۶k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط