{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست و پابسته کجا بردی مرا ای دوره گرد

دست و پابسته کجا بردی مرا ای دوره گرد
من غریب افتاده ام اینجا بدون هم نبرد

باد کولی بقچه اش را روی دوش من گذاشت
اینچنین آوارگی را قسمت این بنده کرد

آسمان بر من نمی تابد زمین یخ بسته است
اندکی هیزم ،کمی آتش هوا سرد است ، سرد

وای اگر تقدیر من روزی دهانش وا شود
حرفی از چیزی نمی گوید به جز نفرین و درد

من کجا هستم کجای زندگی افتاده ام
پس کجا رفتی بیا ای سرنوشت دوره گرد
دیدگاه ها (۱)

آمد به خیالم ، به کنارم که نیامد!دیوانه سر قول و قرارم که نی...

این که با خود می کشم هر سو، نپنداری تن استگورِ گردان است و د...

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

‌ او رفت و مرا محض خدا یادش نیست آن دلبر من عشق و وفا یادش ن...

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد. از همان ابتدا می‌دانستم که او م...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. میا بعد از تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط