{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یعنی بزنی دست به انکار خودَت

درد یعنی بزنی دست به انکار خودَت
عاشقش باشی و افسوس گرفتارِ خودت

درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذاری برود! آه... به اصرارِ خودَت!
دیدگاه ها (۱)

آغلاما دیوانه دوستوم روزگار افسانه دیبیر زمان آباد اولوب آخر...

سنه دیوانه اولوب داش یماغین لذتی وارکوچه لر گوشه سینه یاتماغ...

چشم رفتنت را می بینداما قلب که چشم ندارد!نمیفهمد!

خـَـَـــَدا…. اینقدر تو خودم ریختم ، که از سرمم گـَذشـَـَـــ...

می‌دانییک وقتهایی بایدروی یک تکه کاغذ بنویسیتعطیل استو بچسبا...

عشق تو حتی نرسیدنشم قشنگه،پر از رویاست...چه باشی و چه نباشی ...

من و از چی میترسونی؟ عشق تو حتی نرسیدنشم قشنگه،پر از رویاست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط