{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغلاما دیوانه دوستوم روزگار افسانه دی

آغلاما دیوانه دوستوم روزگار افسانه دی

بیر زمان آباد اولوب آخر گینه ویرانه دی

عاقبت دیوانه مجنون لیلیه بیگانه دی

سوزلری داستان اولوب آخرگنه افسانه دی
دیدگاه ها (۱)

سنه دیوانه اولوب داش یماغین لذتی وارکوچه لر گوشه سینه یاتماغ...

نامت را فریاد می کشمدر کوهستانی پر از سکوتنامتکمانه می زند و...

درد یعنی بزنی دست به انکار خودَتعاشقش باشی و افسوس گرفتارِ خ...

چشم رفتنت را می بینداما قلب که چشم ندارد!نمیفهمد!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط