اگر نبودم
اگر نبـودم،
پیدایم ڪن در بارانی که
به هنگام عصر، میبارد
و خودش را به پنجرهئ اتاقت میڪوْباند.
مرا ببین در هر ڪتـابی ڪهٔ میخوانی
در آثار نقاشیهای معروف،
در قطعههای پیانـو.
مرا پیدا ڪن،
در هر موسیܧی ڪلاسیڪی کهٔ به گوشت میخورد؛
در ڪوچه پس ڪوچههای پـاریس،
مرا پیدا ڪن !
ڪهٔ من همواره، دست بر چانه،
درحال تماشـای تو هستم.
پیدایم ڪن در بارانی که
به هنگام عصر، میبارد
و خودش را به پنجرهئ اتاقت میڪوْباند.
مرا ببین در هر ڪتـابی ڪهٔ میخوانی
در آثار نقاشیهای معروف،
در قطعههای پیانـو.
مرا پیدا ڪن،
در هر موسیܧی ڪلاسیڪی کهٔ به گوشت میخورد؛
در ڪوچه پس ڪوچههای پـاریس،
مرا پیدا ڪن !
ڪهٔ من همواره، دست بر چانه،
درحال تماشـای تو هستم.
- ۳۰۹.۹k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱.۴k)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط