اگر نبودم پیدایم کن در بارانی که به هنگام عصر میبارد
اگر نبودم پیدایم کن در بارانی که به هنگام عصر میبارد .
آن قطراتی که بر روی پنجره ات میخوره منم..
پیدایم کن در بین دانه های برف های که بر روی دستت کوبیده می شوند؛
در بین قطرات اشک و در بین خنده های از شوق پیدایم کن.
مرا پیدا کن در بین کتاب های که میخوانی
پیدایم کن در بین رنگ های آبی؛
در بین قطعه پیانو در بین نوت های گیتارت پیدایم کن .
در هر موسیقی کلاسیکی که به گوشت خورد در بین کوچه پس کوچه های شهر عشق پیدایم کن.
مرا پیدا کن در بین شکوفه های گیلاس
مرا پیدا کن .
که من همواره دست بر چانه در حال تماشای تو هستم عشق من.
آن قطراتی که بر روی پنجره ات میخوره منم..
پیدایم کن در بین دانه های برف های که بر روی دستت کوبیده می شوند؛
در بین قطرات اشک و در بین خنده های از شوق پیدایم کن.
مرا پیدا کن در بین کتاب های که میخوانی
پیدایم کن در بین رنگ های آبی؛
در بین قطعه پیانو در بین نوت های گیتارت پیدایم کن .
در هر موسیقی کلاسیکی که به گوشت خورد در بین کوچه پس کوچه های شهر عشق پیدایم کن.
مرا پیدا کن در بین شکوفه های گیلاس
مرا پیدا کن .
که من همواره دست بر چانه در حال تماشای تو هستم عشق من.
- ۲۶۹
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط