اگر نبودم پیدایم کن در بارانی که به هنگام عصر می‌بارد

اگر نبودم پیدایم کن در بارانی که به هنگام عصر می‌بارد .

اگر نبودم پیدایم کن در بارانی که به هنگام عصر می‌بارد .
آن قطراتی که بر روی پنجره ات میخوره منم..
پیدایم کن در بین دانه های برف های که بر روی دستت کوبیده می شوند؛
در بین قطرات اشک و در بین خنده های از شوق پیدایم کن.
مرا پیدا کن در بین کتاب های که می‌خوانی
پیدایم کن در بین رنگ های آبی؛
در بین قطعه پیانو در بین نوت های گیتارت پیدایم کن .
در هر موسیقی کلاسیکی که به گوشت خورد در بین کوچه پس کوچه های شهر عشق پیدایم کن.
مرا پیدا کن در بین شکوفه های گیلاس
مرا پیدا کن .
که من همواره دست بر چانه در حال تماشای تو هستم عشق من.
دیدگاه ها (۱)

اگر‌ نبودم ،پیدایم کن در بارانی کهبه هنگام عصر ، می باردو خو...

سوگند عشق...پنج سال پیش، چویا ناکاهارا با رازی بزرگ از زندگی...

عاشقانه های شبنم

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

داستان کودکانه «نِکا و ماشینِ جادوییِ حلِ مشکلات» به نویسندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط