{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیز لحظه هایم

عزیز لحظه هایم
تو تنها فاتح آغوش من
در رویا و خیال این
روزهایی که هر
روز سوار بر
اسبِ زیبای گیسو سفیدت
با آن نگاه عاشقانه ات بر قلمرور
قلب عاشق من می تازد،
امروز هم‌مثل هر بار
خودم را در حصارت آغوشت
اسیر می بینم و چه لحظه ی
شیرین و حساسی است
لحظه ای که تمامم را به چشمانت
میبازم و اشتیاق من به
بوسیدن لبهایت تماشایی است،
عزیز جانم
همین حس خوشبختی
من به تو
زیباترین واژه ای است
از عشق که قلبم را وادار
میکند به تپیدن ‌
در رویا و خیال شیرینِ بودنت...
دیدگاه ها (۰)

ساز هم ،با نفس گرم تو آوازی داشت بی تو دیگر سر ساز و دل آواز...

ای رفته ز دل...رفته ز بر...رفته ز خاطر...بر من منگر تاب نگاه...

هنــوز ســرخــوشــم از حــس عــاشــقــانــه ے تــو ڪــجــاسـ...

خزان عشق نبینی که من به هردمی ای گلدر آرزوی شـکوفـــایی و بـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط