عزیز لحظه هایم
عزیز لحظه هایم
تو تنها فاتح آغوش من
در رویا و خیال این
روزهایی که هر
روز سوار بر
اسبِ زیبای گیسو سفیدت
با آن نگاه عاشقانه ات بر قلمرور
قلب عاشق من می تازد،
امروز هممثل هر بار
خودم را در حصارت آغوشت
اسیر می بینم و چه لحظه ی
شیرین و حساسی است
لحظه ای که تمامم را به چشمانت
میبازم و اشتیاق من به
بوسیدن لبهایت تماشایی است،
عزیز جانم
همین حس خوشبختی
من به تو
زیباترین واژه ای است
از عشق که قلبم را وادار
میکند به تپیدن
در رویا و خیال شیرینِ بودنت...
تو تنها فاتح آغوش من
در رویا و خیال این
روزهایی که هر
روز سوار بر
اسبِ زیبای گیسو سفیدت
با آن نگاه عاشقانه ات بر قلمرور
قلب عاشق من می تازد،
امروز هممثل هر بار
خودم را در حصارت آغوشت
اسیر می بینم و چه لحظه ی
شیرین و حساسی است
لحظه ای که تمامم را به چشمانت
میبازم و اشتیاق من به
بوسیدن لبهایت تماشایی است،
عزیز جانم
همین حس خوشبختی
من به تو
زیباترین واژه ای است
از عشق که قلبم را وادار
میکند به تپیدن
در رویا و خیال شیرینِ بودنت...
- ۷.۵k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط