{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای رفته ز دل...

ای رفته ز دل...
رفته ز بر...
رفته ز خاطر...
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم
دیدگاه ها (۰)

درون مازِ تو یک دَمنمی‌شود خالی..

هر که را در خاک غربت پای در گل ماند ماندگو دگر در خواب خوش ب...

ساز هم ،با نفس گرم تو آوازی داشت بی تو دیگر سر ساز و دل آواز...

عزیز لحظه هایمتو تنها فاتح آغوش مندر رویا و خیال اینروزهایی ...

من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما می‌دانم آن چشم ها قاتل دلخو...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط