«نقابت را بردار، آکیرا!»
«نقابت را بردار، آکیرا!»
پارت اول
صدای زنگ مدرسه به گوش میرسد، آکیرا غرق در درس خواندن بود، بخاطر همین اصلا متوجه نمیشد که چیکا دقیقا روبه روش نشسته و داره نگاش میکنه... چیکا وقتی دید که زنگ خورده با ذوق به آکیرا گفت: آکیرا! بیا بریم با هم ناهار بخوریم!
آکیرا: چی...؟ چیکا..؟ از کی اینجایی؟
چیکا: خیلی وقته که دارم نگات میکنم متوجه نشدی درسته؟ تو واقعا از درس خوندن خوشت میاد!
آکیرا: چ.. چرا داشتی منو نگاه میکردی؟ چه جذابیتی برات دارم؟
چیکا: هههه آکیرا سرخ شدییی! بهت گفته بودم اگه جلوی من تابلو بازی در بیاری من تورو به چشم یه بازنده میبینم، مگه نه؟
آکیرا: وااای باز شروع کردی؟ سرخ شدم چون گرممه تو چجوری توی این هوا گرمت نمیشه؟
چیکا: آکیرا.... الان... زمستونه!
آکیرا: م.. میدونم! من گرمایی هستم بعدش هم محیط مدرسه واقعا گرمه
چیکا: حالا اینا رو ولش کن بیا باهم ناهار بخوریم!
آکیرا: ب.. باشه... فکر نکنم مشکلی باشه
چیکا: بیا بریم روی پشت بوم!
آکیرا: چی؟ چرا پشت بوم؟
چیکا: واضح نیست؟ چون میخوام تنها باشیم اینجوری قشنگ بهت کرم میریزم!
آکیرا: من عمرا روی پشت بوم نمیام!
چیکا: اگه نیای میرم به بقیه میگم اذیتم کردی و میدونی که بقیه طرف منو میگیرن، انتخاب با خودته!
آکیرا: ا.. اهه باشه بابا... میام... وایسا اگه کسی اونجا باشه چی؟
چیکا: خب بهتر!! اینجوری یه نفر شاید بتونه شاهد این باشه که تو واقعا از من خوشت میاد!
آکیرا: اگه کسی بخواد شاهد چیزی باشه، تنها چیزی که میفهمه اینه که تو یه دختر روانی هستی که به زور از تیمارستان فرار کرده!
چیکا: چییی؟ اگه این حرف رو به یه دختر دیگه زده بودی یدونه محکم میزد تو دهنت! بدبخت برو خداروشکر کن من جنبه دارم وگرنه الان مرده بودی!
آکیرا: دیگه داری اعصابمو خورد میکنی...
چیکا: ههه بسته دیگه زنگ داره تموم میشه بدو بریممم...
پایان پارت اول
امیدوارم خوشتون اومده باشه
بوس بهتوننننن😘✨
برای پارت بعد: حداقل ۱۰ لایک
پارت اول
صدای زنگ مدرسه به گوش میرسد، آکیرا غرق در درس خواندن بود، بخاطر همین اصلا متوجه نمیشد که چیکا دقیقا روبه روش نشسته و داره نگاش میکنه... چیکا وقتی دید که زنگ خورده با ذوق به آکیرا گفت: آکیرا! بیا بریم با هم ناهار بخوریم!
آکیرا: چی...؟ چیکا..؟ از کی اینجایی؟
چیکا: خیلی وقته که دارم نگات میکنم متوجه نشدی درسته؟ تو واقعا از درس خوندن خوشت میاد!
آکیرا: چ.. چرا داشتی منو نگاه میکردی؟ چه جذابیتی برات دارم؟
چیکا: هههه آکیرا سرخ شدییی! بهت گفته بودم اگه جلوی من تابلو بازی در بیاری من تورو به چشم یه بازنده میبینم، مگه نه؟
آکیرا: وااای باز شروع کردی؟ سرخ شدم چون گرممه تو چجوری توی این هوا گرمت نمیشه؟
چیکا: آکیرا.... الان... زمستونه!
آکیرا: م.. میدونم! من گرمایی هستم بعدش هم محیط مدرسه واقعا گرمه
چیکا: حالا اینا رو ولش کن بیا باهم ناهار بخوریم!
آکیرا: ب.. باشه... فکر نکنم مشکلی باشه
چیکا: بیا بریم روی پشت بوم!
آکیرا: چی؟ چرا پشت بوم؟
چیکا: واضح نیست؟ چون میخوام تنها باشیم اینجوری قشنگ بهت کرم میریزم!
آکیرا: من عمرا روی پشت بوم نمیام!
چیکا: اگه نیای میرم به بقیه میگم اذیتم کردی و میدونی که بقیه طرف منو میگیرن، انتخاب با خودته!
آکیرا: ا.. اهه باشه بابا... میام... وایسا اگه کسی اونجا باشه چی؟
چیکا: خب بهتر!! اینجوری یه نفر شاید بتونه شاهد این باشه که تو واقعا از من خوشت میاد!
آکیرا: اگه کسی بخواد شاهد چیزی باشه، تنها چیزی که میفهمه اینه که تو یه دختر روانی هستی که به زور از تیمارستان فرار کرده!
چیکا: چییی؟ اگه این حرف رو به یه دختر دیگه زده بودی یدونه محکم میزد تو دهنت! بدبخت برو خداروشکر کن من جنبه دارم وگرنه الان مرده بودی!
آکیرا: دیگه داری اعصابمو خورد میکنی...
چیکا: ههه بسته دیگه زنگ داره تموم میشه بدو بریممم...
پایان پارت اول
امیدوارم خوشتون اومده باشه
بوس بهتوننننن😘✨
برای پارت بعد: حداقل ۱۰ لایک
- ۲.۷k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط