{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی درخواستی تهیونگ

چندپارتی درخواستی تهیونگ

ات:الان وقتشه
نیلا:اره تو برو من نمیام
ات:چرااا مگه نمیخوای فرار کنی
نیلا:نه تو برو
ات:باشه خدافظ
نیلا:مراقب خودت باش..ببینم میتونی فرار کنی (آروم)
تهیونگ:به به خانم ات کجا با این عجله
ات:اممم چیزه م..م..من یه صدایی ا..از توی ب..باغ ش..شنیدم او..اومدم ببینم چ..چیه
نیلا:من که اینجوری فک نمیکنم
ات:نیلااا!...واقعا برات متاسفم
تهیونگ:بسه دیگه ات‌و ببرین تو انباری
ات:نهه لطفا من از تاریکی میترسم
نیلا:هه حقته(آروم)
تهیونگ:توهم برو به کارات برس
نیلا:چشم(لوس)
تهیونگ:چقد از این بدم میاد
جیونگ:چرا مگه چشه
تهیونگ:اصن ولش کن
نورا:چیشد
نیلا:هه انداختنش تو انباری
نورا:چرا انقد با این بدی مگه چیکارت کرده
نیلا:ینی تو نمیدونی
نورا:مگه تقصیر اونه که تهیونگ ازش خوشش میاد تازه خودشم که از تهیونگ خوشش نمیاد
نیلا:منو درک نمیکنی من برای اینکه تهیونگو بدست بیارم هر کاری میکنم
نورا:ولی بدون این کارات بجای خوبی نمی‌رسه از من گفتن بود
نیلا:تو نمیخواد منو نصیحت کنی
نورا:خیله خب کاراتو بکن
(توی اتاق کار تهیونگ)
جونگ کوک:تهیونگ چرا این کاراتو میکنی من که میدونم ات‌و دوست داری پس چرا اینجوری میکنی
جیمین:بابا اینو نمیشناسی چقد زود عصبی میشه
جونگ کوک:ولی آدم با کسی که دوسش داره اینجوری رفتار نمیکنه
تهیونگ:خفهه‌شیننن
یونگی:برین بچه‌ها تنهاش بزارین
ویو ات
.........................................................................
بچه ها ممکنه دیر دیر بزارم بخاطر مدرسه ها
حمایت: انرژی و انگیزه برای پارت های دیگه ♥️
دیدگاه ها (۵)

چندپارتی درخواستی تهیونگ p²ویو اتپرتم کردن تو انباری سرد و ت...

چندپارتی درخواستی تهیونگp³تهیونگ:دیشب با خودم فک کردم و به ا...

چندپارتی درخواستی تهیونگ معرفیشخصیت های اصلیهوانگ ات:۲۱ سالش...

چندپارتی درخواستی جیمینp1۱(پارت آخر)(فردا)جیمین:هانول پاشو ب...

شب تولدم پارت 5ات: بریم پایین نیلا: بریم جونگ کوک رو ببینیم ...

رمان عشق من واقعیه پارت ۱ من نیلا هستم یه دختر ۲۰ ساله سال ا...

شب تولدم پارت 410 مین بعد رسیدیم عمارت جونگ کوک در رو برام ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط