{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میدونم یه چیزی درونَمه ، من میفهمم وجودِشو حس میکنمِش

من میدونم یه چیزی درونَمه ، من میفهمم وجودِشو حس میکنمِش
‎درداشو میریزه تو من ، الآنَم دارم حالِ اونو ، منعکس میکنمِش
‎من میفهمم توقع دارن از من ، نباید منو غمگین ببینن
‎ولی میدونی یه بُغضی تو گلومه ، بدجوری سنگینه سینَم

‎من این بُغضو میشناسم ، پُرِ از دردای تازه
‎از درونِ من فحش میده بهت ، پُرِ حرفای کاذب
‎من این گرگو میشناسم ، تو خودم بزرگِش کردم
‎حالا هِی برمیگرده تو من ، وقتی دروازه بازه
‎من این بُغضو میشناسم ، پُرِ دردای تازه
‎از درونِ من فحش میده بهت ، پُرِ حرفای کاذب
‎من این گرگو میشناسم ، تو خودم بزرگِش کردم
‎حالا هِی برمیگرده تو من ، وقتی دروازه بازه

‎دکتر یِکَم دیره برا این حال ، بدجوری پیله کرده این بار
‎ولی من بازم از پَسِش بر میام ، میتونی صدام کنی پیرِمردِ این کار
‎دیوارا میخورَن منو ، عقربه ها همو میکِشَن عقب
‎یه سری آدم چیز خورَن جلو ، یه سریشونَم که چیزکِشَن اَ قبل
‎اِسمش بَدِه پولِش خوب ، جِنسِش تَره دودِش توپ
‎هیکلِش غلط اندازه دماغو بگیری درمیاد جونِش زود اما نونِش خون
‎جِر میده پیرهنِ منو ، دکمه هامو پاره میکنه
‎تو نگاش یه چیز میبینم ، که اصَن با من حال نمیکنه
‎پرخاش ، منفیه حرفاش و غم تو چهرَش یه ردِّ فحاش
‎اون پُرِ از مردمِ شهر و شهر پُرِ از ردِّ کفشاش

‎من این بُغضو میشناسم ، پُرِ از دردای تازه
‎از درونِ من فحش میده بهت ، پُرِ حرفای کاذب
‎من این گرگو میشناسم ، تو خودم بزرگِش کردم
‎حالا هِی برمیگرده تو من ، وقتی دروازه بازه

‎یأس یه شبِ نحس و ترس ، میگیره بحث بالا
‎نمیدونست اینو بالاخره یه روزی ، اونم میده پَس کارما
‎هِی دست رو دست بی هدف ، بازیاش هَمَش بی روح
‎اون تو آینه با خودِش دعوا اِنقد جیغ و گریه ، تا بیاد ازش بیرون

‎من این بُغضو میشناسم ، پُرِ از دردای تازه
‎از درونِ من فحش میده بهت ، پُرِ حرفای کاذب
‎من این گرگو میشناسم ، تو خودم بزرگِش کردم
‎حالا هِی برمیگرده تو من ، وقتی دروازه بازه
‎من این بُغضو میشناسم ، پُرِ از دردای تازه
‎از درونِ من فحش میده بهت ، پُرِ حرفای کاذب
‎من این گرگو میشناسم ، تو خودم بزرگِش کردم
‎حالا هِی برمیگرده تو من ، وقتی دروازه بازه
دیدگاه ها (۱۷)

هه اینم اهنگی که امشب تمام حرفای من توشه😖

😂 😂 😂 😂 😂

#me

دیروز یه بنده ی خدا همچین کاری رو باهام کردم😄 😄 😄 😘 😘 😚 😍 😍 ...

فصل 1پارت 7کلاس هشتم بودم امتحان نوبت اول یه روز از حلال احم...

سـ᷒᩹ ـلآم  پــودیـ🍮ــنـــگآم بــدونــ فــونـــتـــ  مـ᷒᩹ـــی...

shede and shineپارت 7ویو یوری چشامو باز کردم ...... همه چی ی...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

خیلی مسخره اسبعضی از شماهایی که تو اپاراتید میگیداپارات میخو...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط