{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را نمی دانم ...

تو را نمی دانم ...

تو را نمی دانم...!

اما من

هنوز یادم هست

که خلاصه ی خوبیها بودی

و دستهایت

نوازشگران مهربانی بر هر چه درد بود

تو را نمی دانم...!

اما من

هنوز عاشقم.

هومن داوودی*
دیدگاه ها (۲)

خطاهایی را بخشیده ام که تقریبا نابخشودنی بودندتلاش کردم تا ج...

من با لب هایم به تو خیره می شومتو با چشم هایت بخنددوستم بدار...

آنگاه که به تو می اندیشم ؛سوسنی سپید می شومماه از گیسوانم طل...

دیگر با صدای بلند نمی ‌خندمبا صدای بلند حرف نمی ‌زنمدیگر گوش...

کجا‌ گم‌ کرده‌ام لبخندهایم را نمی‌دانمولی نه، آخرین باری که ...

حالا که دارم پست میزارم اینم خطاب به همسر عزیزم بنویسم هیچ و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط