{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خطاهایی را بخشیده ام که تقریبا نابخشودنی بودند

خطاهایی را بخشیده ام که تقریبا نابخشودنی بودند

تلاش کردم تا جایگزینی برای افراد غیرقابل جایگزین پیدا کنم

و افراد فراموش نشدنی را فراموش کنم ...

به دست افرادی که انتظارش نمی رفت دچار یاس شدم

ولی افرادی را هم ناامید کردم ...

کسی را در آغوش کشیدم تا پناهش باشم

موقعی که نباید ، خندیدم ...

دوستانی ابدی برای خویش ساختم

دوست داشتم و دوست داشته شدم ...

ولی گاهی اوقات هم پس زده شدم

دوست داشته شدم و بلد نبودم دوست داشته باشم

فریاد کشیدم و از این همه خوشی بالا و پایین پریدم

با عشق زیستم و وعده هایی ابدی دادم

ولی بارها قلبم شکست ...

با شنیدن موسیقی و تماشای عکس ها گریستم

تنها برای شنیدن صدایی تلفن کردم

عاشق یک لبخند شدم ...

قبلا تصور می کردم که با این همه غم خواهم مرد

و از اینکه شخص بسیار خاصی را از دست دهم

می ترسیدم ( که از دست هم دادم )

ولی زنده ماندم و هنوز هم زندگی می کنم !

و زندگی .. از آن نمی گذرم

و تو .. تو هم نباید از آن بگذری ...

زندگی کن !

آنچه واقعا خوب است

این است که با یقین بجنگی

زندگی را در آغوش بکشی

و با عشق زندگی کنی ...

و شرافتمندانه ببازی و با جرات پیروز شوی

چون دنیا متعلق به کسانی است

که جرات به خرج می دهند ...

زندگی برای این که بی معنی باشد

خیلی خیلی زیاد است ...!


چارلی چاپلین*
دیدگاه ها (۱)

من با لب هایم به تو خیره می شومتو با چشم هایت بخنددوستم بدار...

اگر این رود بداند که من چقدر بی‌چراغ از چَم و خَمِ این شبِ خ...

تو را نمی دانم ...تو را نمی دانم...!اما منهنوز یادم هستکه خل...

آنگاه که به تو می اندیشم ؛سوسنی سپید می شومماه از گیسوانم طل...

* مقدمه *:ضربان قلب بالا،از دست دادن قدرت تکلم فقط جلوی اون،...

بهار نیست مگه؟سر راه من #سبز شو... 💚#بهارانهچاره اگر داشتم، ...

فصل سوم بخش اول جنگل بی انتها از زبان آنتونی part38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط