مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی

630
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی

وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید
مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی

شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت
زین در دگر نراند ما را به هیچ بابی

در #انتظار_رویت ما و امیدواری
در عشوه #وصالت ما و خیال و خوابی

مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی
بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی

#حافظ چه می‌نهی دل تو در خیال خوبان
کی تشنه سیر گردد از لمعه سرابی...




دلم جواب بلی میدهد صلای تو را
صلا بزن که به جان میخرم بلای تو را
#شهریار



#امامزاده_صالح_جان_ع


فال را دوست جان برای اینجانب گرفته میباشد... *_*



#مذهبی_ها_عاشقترند ...
#چادری_ها_عاشقترند ...
دیدگاه ها (۲)

631پیش از این زنجیرِ صدها غم به پایم بسته بودحال، تنها بنده‌...

632گر تو سری ، قدم شوم ور تو کفی , علم شوم .. ور بروی ، عــ...

629#پرده_دار_حریمدل سرا پرده محبت اوستدیده آیینه دار طلعت او...

628شب #فراق که داند که تا سحر چند استمگر کسی که به زندان عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط