{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کافکا درنامه ای مینویسه:

کافکا درنامه ای مینویسه:
تو چاقویی هستی که من دردرون خودم میچرخانم
دارم به آن تیزترین تیغه و زخم فکر میکنم
همین قدر دردناک همین قدر شیرین.....
دیدگاه ها (۱)

خسته ام حسین جان دلت نمیسوزه برام اینجوری اشک هام رو میبینی ...

اصلا میبینی منو ...اصلا صدای گریه هامو میشنوی خدایا😭

گفت از حالت بگو؟گفت:دلی ویران،سری حیران،غمی پنهان،تنی بی جان

چودل در دیگری بستینگاهش دار من رفتم.....

تو بخشی از کتاب سقوط آلبرکامو میگه:من آن قدر آدم بزرگواری نب...

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

تو بخشی از کتاب سقوط آلبرکامو میگه:من آن قدر آدم بزرگواری نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط