کافکا درنامه ای مینویسه

کافکا درنامه ای مینویسه:
تو چاقویی هستی که من دردرون خودم میچرخانم
دارم به آن تیزترین تیغه و زخم فکر میکنم
همین قدر دردناک همین قدر شیرین.....
دیدگاه ها (۰)

خسته ام حسین جان دلت نمیسوزه برام اینجوری اشک هام رو میبینی ...

اصلا میبینی منو ...اصلا صدای گریه هامو میشنوی خدایا😭

گفت از حالت بگو؟گفت:دلی ویران،سری حیران،غمی پنهان،تنی بی جان

چودل در دیگری بستینگاهش دار من رفتم.....

ان کس نمیداند و نخواهد دانست که چه ضربه به من زده است اگاه ...

تو مدرسه سال ها قبل بهمون میگفتنموقع صف بگین جانم فدای رهبرم...

فقط دو نفر دیگه هم بیان بلخره میشیم 2 کا:)من اول که اومده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط