{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید

شاید
برزخ این شب هایم..!
نفرین زنی باشد
که سالها پیش
چشم به راه شب بخیری ساده
از سرناچاری
سر بربالشت گذاشته باشد..!؟
#فرشید_عسکری
دیدگاه ها (۱)

خیره که شدیم به هم،فهمیدم میشود ساعتها پلک نزد،اما تو در قاب...

ایموجی ها را دوست دارمبه نقاب های بالماسکه می مانندهیچ کس ن...

تنها چیزی که هنوز برایم مانده، خواب است،هنوز هم روی شانه راس...

گمان کردیمچراغ های حقیر شهرمانزیباتر از ستارگان آسمان شب های...

-امشب از صمیم قلبم میخوام بنویسم؛ مرسی، که همه متن های حوصله...

این شب مگر کنار تو کوتاه‌تر شودعشقت از این نخواه که جانکاه‌ت...

بسم الله الرحمن الرحیم از وقتی یادم است سر هر اتفاقی میگن پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط