{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته ای

رفته ای
یا آمده ای
نمی دانم!
صدای قدم هایت
تشویش به جانم می اندازد
دیدگاه ها (۳)

می‌آید روزی که در تراس خانه‌ات، روی صندلی دسته دار نشسته‌ای ...

گاهی بایدچتـرت را ببندی،بگذاری بــارانآتشی را که در قلبت روش...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﻧﻤﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﻧﯿﺶ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﺮﮔﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺪ ...

بی آزاری بهترین دین دنیاست......

قراری داشتی دیرینه با معبود، می‌دانمصدایت کرد جدت احمد محمود...

عزیزکرده‌... قدم‌هایت را نه بر خاک، که بر قلبم نهادی... همان...

لمس نفـس هایت💕ضـربان قلبــم را بہ شمارهمی اندازد ...تو آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط