{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته ای

رفته ای
یا آمده ای
نمی دانم!
صدای قدم هایت
تشویش به جانم می اندازد
دیدگاه ها (۳)

می‌آید روزی که در تراس خانه‌ات، روی صندلی دسته دار نشسته‌ای ...

گاهی بایدچتـرت را ببندی،بگذاری بــارانآتشی را که در قلبت روش...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﻧﻤﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﻧﯿﺶ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﺮﮔﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺪ ...

بی آزاری بهترین دین دنیاست......

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

🌱🍒همیشه تنهایی صدای ترانه ایست که نمی دانم دوستم دارد یا دوس...

می دانم که می آیی در شبی که بارن می باردو در سکوت شب تمام شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط