《سایه》
《سایه》
پارت پنجم (پایانِ باز): «حالا، ستاره فقط مینویسد»
ستاره، دیگر به دنبالِ ماه کوچولو نمیگردد.
نه از روی قهر، نه از روی بیمهری.
فقط میداند که بعضی عشقها، قرار نیست به «داشتن» ختم شوند.
حالا ستاره، قصههایش را مینویسد.
نه برای اینکه کسی بخواند،
برای اینکه خودش، با نوشتن، آرام بگیرد.
و اگر یک روز، ماه کوچولو این قصهها را خواند،
شاید لبخند بزند و یادش بیاید که
یک ستاره، همیشه در آسمانِ او بود،
حتی وقتی که به خورشید نگاه میکرد.
تماممممممم
پارت پنجم (پایانِ باز): «حالا، ستاره فقط مینویسد»
ستاره، دیگر به دنبالِ ماه کوچولو نمیگردد.
نه از روی قهر، نه از روی بیمهری.
فقط میداند که بعضی عشقها، قرار نیست به «داشتن» ختم شوند.
حالا ستاره، قصههایش را مینویسد.
نه برای اینکه کسی بخواند،
برای اینکه خودش، با نوشتن، آرام بگیرد.
و اگر یک روز، ماه کوچولو این قصهها را خواند،
شاید لبخند بزند و یادش بیاید که
یک ستاره، همیشه در آسمانِ او بود،
حتی وقتی که به خورشید نگاه میکرد.
تماممممممم
- ۱۱۳
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط