دلش می‌خواست بره قم یا نجف درس طلبگی بخونه.

دلش می‌خواست بره قم یا نجف درس طلبگی بخونه.
حتی توی خونه صداش می‌کردن "آشیخ احمد!"
ولی نرفت. می‌گفت "کار بابا تو مغازه زیاده."
#حاج_احمد_متوسلیان #درس_اخلاق #خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

روز جهانی دختر مبارک 🥹💗 تو همون دختری هستی که با بودنت دنیا ...

کپی ممنوع

سناریو از این خانــــــــم و آقایـــــــــــون☆@venus.shop: ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۹ویو راوی بعد از...

dark life = 30

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕¹⁷ویو انیاخیلیییی حوصله سر بر بود منتظر بو...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

پارت 51

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط