از خوشبختی پرسیدند!...

از خوشبختی پرسیدند!...
برایشان از بودن تو گفتم :)

خب خب...
بزا قشنگ واست توضیح بدم چیشد!
من انقد حالم بد بود کلی گریه کردم بعد سرم درد گرف مسکن خوردم و خوابم برد!
چشمام و که باز کردم دیدم اینجا کلی نوتیف اومده و وقتی دیدم تویی از خوشحالی بغض کردم!
ازت پرسیدم برگشتی که واقعا بمونی :)؟
و وقتی گفتی آره انقد ذوق مرگ شدم که نمیدونی!...
امیدوارم تو مث بقیه منو برنگردونی و خودت بری ، هرچند میدونم تو قولت قوله!
دلبر جانم🤍🥺
💕 : @Zahra88Sorkh
دیدگاه ها (۳۷)

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

My lovely neighbor part : ۷۳

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

#میشه_خورشید_من_بشی؟ جونگین/سوآپارت: ۵جی‌وای‌پی تاییدم کردم ...

Love&HateP.11"ویو رامیلا"من داداشمو دوست صمیمیو بعد از ۱۸ سا...

فیک تهیونگ

پارت نهم《Custom kiss》 +با...با دوستم×خ...

#Escape_from_death_April29 #part4توی همین فکر بودم که....تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط