{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خوشبختی پرسیدند!...

از خوشبختی پرسیدند!...
برایشان از بودن تو گفتم :)

خب خب...
بزا قشنگ واست توضیح بدم چیشد!
من انقد حالم بد بود کلی گریه کردم بعد سرم درد گرف مسکن خوردم و خوابم برد!
چشمام و که باز کردم دیدم اینجا کلی نوتیف اومده و وقتی دیدم تویی از خوشحالی بغض کردم!
ازت پرسیدم برگشتی که واقعا بمونی :)؟
و وقتی گفتی آره انقد ذوق مرگ شدم که نمیدونی!...
امیدوارم تو مث بقیه منو برنگردونی و خودت بری ، هرچند میدونم تو قولت قوله!
دلبر جانم🤍🥺
💕 : @Zahra88Sorkh
دیدگاه ها (۳۷)

برگرد!...عاشق ترین همدرد♡آخر چگونه از خیالت بگذرم!؟برگرد و غ...

درست لحظه ای که تو باید بری!اسیر یه احساس مبهم شدیم!ببین بعد...

حرفم نمیاد ، کپشنم نمیاد ، یکساعته اشکامم بند نمیاد!...به نظ...

کاش عکسات صدا داشتن که وقتی باهاشون حرف میزدم میگفتن اینجوری...

عاشقم باش Part 30

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو جونگ کوکوقتی فهمیدم لونا میخاد...

پارت:۶:از زبات ا/ت:سه سال گذشت و پسر کوچولومون بزرگتر شد زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط