{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد اگر بودم،

مرد اگر بودم،
نبودنت را غروب‌هایِ زمستان
در قهوه‌خانه‌هایِ دوری
سیگار می‌کشیدم
نبودنت
دود می‌شد ...
و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌هایِ قهوه‌خانه
بعد تکیه می‌دادم به صندلی
چشم‌هایم را می‌بستم
و انگشتانم را
دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه می‌کردم
تا بیشتر
از یادم بروی!
_
نامرد اگر بودم
نبودنت را
تا حالا باید
فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما
نامرد هم نیستم
زنم
و نبودنت
پیرهنم شده است!

#رویا_شاه_حسینی
دیدگاه ها (۱)

تمـــام ِ لحظه هایم را غــزل کننوازش کن پر از شور ِ عسل کنخد...

باید کسی را پیدا کنمدوستم داشته باشدآنقدرکه یکی از این شبهای...

کاش می دانستمخواب ها تا کجا ادامه می یابندیا بیداری از کجا ش...

هنوز لهجه ی آمدنت رانیاموخته ام ...که رفتی...!!!بعد از توبا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط