{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اخرین_پیچ

#اخرین_پیچ
#پارت_25

بغض ام شکست ، بی اختیار. پاهایم قدم برداشتن، به سمت او..، به سمت نگاهش به سمت اغوشش به سمت امنیت به سمت چیزی که برای من اسمی نداشت به سمت چیزی که تاحالا توی عمرم احساس نکردم.
بغلش کردم و بغضم رو شکستم و اون قطرات اشک روی سینه کسی که نمی شناسمش کسی که برای اولین بار بهم حس امنیت رو داد ریخت.
.
.
جونگ کوک توی شک بود. دختر محکم دستاش رو دور کوک حلقه کرده بود.
جونگ کوک بعد از اینکه به خودش اومد... دست هاشو دور کمر ا. ت حلقه کرد و سرش رو توی گردنش فرو برد...
.
.
بعد چند مین جدا شدیم و منم صورتم رو مرتب کردم و به موتور خیره شدم.
وقتی گواهینامه رانندگی و موتور رو گرفتم و به پدرم نشون دادم خیلی بی توجهی کرد و اهمیت نداد. فقط به من پول می داد و می گفت هر کاری می خواهی انجام بده. منم چه کنم ناچار می رفتم کار هایی که دوست داشتم رو انجام می دادم درس ام رو خوندم و مدرکم رو گرفتم و بعد توی کار های بابام سرک کشیدم و دیگه.... اه من چقدر بدبختم ولی از وقتی جئون رو دیدم زندگیم زیر و رو شد.
همون طور که خیره بودم گفتم با لحنی اروم و در خواستی می خواستم پرواز کنم اروم باشم....
+جونگ کوک...
_بله؟
نگاهم رو دادم به چشماش... لعنتی مثل یک شکارچیه..
+میشه با موتور برگردم خونه؟
_اره فقط ایرپاد بزار که در تماس باشیم و خیلی احتیاط کن... چون من قول دادم که یک تار مو هم نباید از سرت کم بشه ( خیلی محکم و جدی )
+باش.
موتور رو بردن پایین . ایرپاد رو گذاشتم و موتور رو روشن کردم کوک با ماشینی پر از پاکت های خرید پشت من راه افتاد خیلی اروم می رفتم و کوک همین جوری پشت خط بود و صدای موتور ماشین رو کامل می شنیدم کمی اعصابم خورد شد... و سرعت رو بیشتر کردم از چند ماشین لایی کشیدم توی راه اصلی بودم و خیلی خلوت بود جالبه . ..
_پارک اروم تر برو...
+کوک....
_ا.ت دارم میگم اروم برو
+خسته شدم بزار رها باشم...
_ا.ت خوبی؟؟ سرعت رو کم کن جلو ترافیک میشه و باید از خروجی بعدی دور بزنیم..
+نه.
کوک سرعت ماشین رو بیشتر کرد و به ا. ت رسید پنجره رو پایین داد و به ا. ت خیره شد...
_پارک می خوای چی کار کنی؟؟؟؟؟
+تو بورو خونه من بعدا می ام...
_چی می گی همین الان بزن کنار و سوار ماشین شوووو
+نه... نه نه... این چرا اینجوری؟؟؟؟؟؟؟
_چی؟؟؟ چیزی شده؟؟ ا. ت حرف بزن .
+کوک ترمز!!!!!
_شیباااللل! ( ذهن کوک : خوبه گفتم همه چیش رو چک کنین حتما اینم کار پارک بود. )
کوک گاز داد و جلو تر رفت و دقیقا جلوی ا. ت قرار گرفت...
_ا.ت خوب گوش کن الان این کاری رو که می گم انجام بده...
+کوک... هق.. کوک من می ترسم.
_ا.ت تو دختر قوی هستی نگران سلامتیت نباش لباست جلوی ضربه و اتیش رو می گیره و پاره هم نمی شه کلاه تم در حدی محکمه که نمی زاره خراشی رو پوستت بیوفته الان...
+کوک من بهت اعتماد دارم فقط...
_باشه اروم باش الان خودت رو بزن به جدول..( همین جدول ها هستن که دو لاین رو از هم جدا می کنن رفت و برگشت ا. ت خودش رو به اون می چسبونه )
ا.ت بدنه موتور رو به جدول زد که باعث شد جرقه هایی بپره...
کوک به سمت راست رفت و کمی سرعتش رو کم کرد و اون هم به ا. ت چسبید سرعت موتور از ۱۵۵ داشت پایین میومد جلو تر تصادف شده بود و ماشین ها تجمع کردن.
+کوک زمان نداریم
جونگ کوک فرمون رو بیشتر به سمت چپ چرخوند و سرعت موتور خیلی خیلی کم شد.
جونگ کوک ماشین رو  دنده خلاص گذاشت و تمام ا. ت جون سالم به در برد.
جونگ کوک از ماشین پیاده شد و ا. ت رو در اغوش گرفت و جسمش رو نگاه کرد.
_ا.ت ؟؟؟ خوبی؟

لایک و نظرتون درباره فیک و بازنشر بالا = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
دیدگاه ها (۰)

#اخرین_پیچ#پارت_26 +من خوبم ولی موتور حالش خوب نی... حرفم با...

https://wisgoon.com/jeon_jkkkزیبا رو فالو کنید

#اخرین_پیچ#پارت_24 (ویوی جونگ کوک ) ا. ت داشت تو فروشگاه برا...

#اخرین_پیچ#پارت_23 ویوی جونگ کوک داشتم با سونگ هون حرف می زد...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

"سرنوشت "فصل ۲p,25...ا/ت : هوم .....نینی ساکت شد ...اروم بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط