پارت ۲۰
پارت ۲۰
ویو صبح
بورا
به چشمام نور خورشید خورد و بیدار شدم،بغلم که نگاه کردم دیدم کوک هنوز خوابه
اگه به نظر هرکی کوک وحشی و ترسناکه برای من که الان دیدمش مثل جوجه میمونه مخصوصا اون .... . لباش؛سرخ که چه عرض کنم بنفش شده بود یعنی اینقد دیشب بوسش کردم؟تک خنده ایی کردم و از رو تخت بلند شدم و سمت دستشویی رفتم.وقتی کارم تمام شد اومدم بیرون دیدم اقا جوجه هنوز خوابه لباسمو عوض کردم و رفتم سمت حیاط دیدم تهیونگم اونجا نشسته داره توکتابش چیزایی مینویسه ار سر کنجکاوی رفتم ببینم چی مینویسه که... .
یعنی بورا چی دیده؟تهیونگ چی مینوشته؟
ویو صبح
بورا
به چشمام نور خورشید خورد و بیدار شدم،بغلم که نگاه کردم دیدم کوک هنوز خوابه
اگه به نظر هرکی کوک وحشی و ترسناکه برای من که الان دیدمش مثل جوجه میمونه مخصوصا اون .... . لباش؛سرخ که چه عرض کنم بنفش شده بود یعنی اینقد دیشب بوسش کردم؟تک خنده ایی کردم و از رو تخت بلند شدم و سمت دستشویی رفتم.وقتی کارم تمام شد اومدم بیرون دیدم اقا جوجه هنوز خوابه لباسمو عوض کردم و رفتم سمت حیاط دیدم تهیونگم اونجا نشسته داره توکتابش چیزایی مینویسه ار سر کنجکاوی رفتم ببینم چی مینویسه که... .
یعنی بورا چی دیده؟تهیونگ چی مینوشته؟
- ۱.۰k
- ۰۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط