{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۱

پارت ۲۱
توی دفتر تهیونگ
تهیونگ :عاشق شدم اره بدجور عاشق شدم عاشق کی شدم؟زن داداشم اون خیلی هاته و مندمیخوام فقط مال من باشه هم وقتی کوکو میبوسید عصبی میشدم و هم موقعی که بهش تجا.وز کردن نه بخاطر خوش گذرونی بخاطر این که،قلبم آتیش می‌گرفت وقتی توی خودش بود درسته رئیس مافیاها بود ولی بدجور اون صحنه ها عذابم میداد
بورا
واتتت؟ت... تهیونگ عاشق منه؟ چجوری اخه(میان دوتا دلبررر)(بورا:تو نخون)(باشه بابا)
بزار از پشت بغلش کنم ببینم واکنشش چیه
تهیونگ
داشتم نوشتنم را ادامه میدادم که دستی دور گردنم حلقه شد بوی بدنش قشنگ آشنا بود بورا ولی باید طبیعی رفتار میکردم پس دفتر را به خیال اینکه اصن ندیده سلام کردم
بورا
منم سلام کردم ولی باید یه کاری میکردم ببینم چه اتفاقی در انتظارمه(منمنحرفففف)
دیدگاه ها (۰)

یکم چیز چرت ببینیمادیت خودم

به مناسبت تولد تاتا کوچولو🥲

پارت ۲۰ویو صبح بورابه چشمام نور خورشید خورد و بیدار شدم،بغلم...

#ماه‌من𝐩𝐚𝐫𝐭𝟏𝟏+مگه من باید تاوان قلب عاشق جنابعالی رو پس بدم؟...

p.1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط