مــاسههـایِ خیـس از، بازیگوشیِ امــواجِ اقیـانوسِ رسیده
مــاسههـایِ خیـس از، بازیگوشیِ امــواجِ اقیـانوسِ رسیده به ساحل، قـدمهـایم را بـوسه مـیزدند. سـالهایِ سال بود؛ که از آخرین لحظاتمان مـیانِ صدفهـایِ رهاشده از سرزمینی بهنـام دریـا، میگذشت. تــو دستهایم را لابهلایِ انگشتهایِ دلتنگات میفشردی و من، میکشیدمت تا در آغوشـم فرود آیی.
تــو اشتیاقِ کودکانهیِ نگاهات را به چشمهـایم میچشاندی و من، لب رویِ لبهـایت مـیکوبیدم تا تپشهـای مزخرفِ قلبم آرام گیرد.
#V #Teahyung #JK #jongkook #teakook
تــو اشتیاقِ کودکانهیِ نگاهات را به چشمهـایم میچشاندی و من، لب رویِ لبهـایت مـیکوبیدم تا تپشهـای مزخرفِ قلبم آرام گیرد.
#V #Teahyung #JK #jongkook #teakook
- ۱۸۷
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط