{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مــاسه‌هـایِ خیـس از، بازیگوشیِ امــواجِ اقیـانوسِ رسیده

مــاسه‌هـایِ خیـس از، بازیگوشیِ امــواجِ اقیـانوسِ رسیده به ساحل، قـدم‌هـایم را بـوسه مـی‌زدند. سـال‌هایِ سال بود؛ که از آخرین لحظاتمان مـیانِ صدف‌هـایِ رهاشده از سرزمینی به‌نـام دریـا، می‌گذشت. تــو دست‌هایم را لابه‌لایِ انگشت‌هایِ دلتنگ‌ات می‌فشردی و من، می‌کشیدمت تا در آغوشـم فرود آیی.
تــو اشتیاقِ کودکانه‌یِ نگاه‌‌ات را به چشم‌هـایم می‌چشاندی و من، لب رویِ لب‌هـایت مـی‌کوبیدم تا تپش‌هـای مزخرفِ قلبم آرام گیرد.


#V #Teahyung #JK #jongkook #teakook
دیدگاه ها (۰)

من آسمانِ ابرهای تیره بودم و تو، بارانی که در سحر‌گاه پاییزی...

درد نبودت هر روز با شب تبانی میکند. چشم هایت گاه و ناگاه به ...

او در میان هجوم وحشیانه‌ی دست‌ها و سنگینیِ نگاهی که نشانی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط