اشکهایت مال من امشب هوا دلگیر نیست

اشکهایت مال من، امشب هوا دلگیر نیست
باز می نالم ولی، این ناله ها شبگیر نیست
می کشم آهی و در افکار خود گم می شوم
دوستت دارم و این احساس هرگز پیر نیست
این قلم خود می نگارد، دل که فرمان می دهد
شعرهایم سرد و بی آهنگ و بی تفسیر نیست
می نویسم خط به خط اما هوای بودنت
در فضای غصه ام، این بار بی تقصیر نیست
من کویری خالی ام، خورشید را در من ببین
چشمهایت را نبند، امشب نگاهم سیر نیست
بال پروازت که می بالد و من جا مانده ام
می روم، پر می کشم، شاید هنوزم دیر نیست
دستهایم بی تو می لرزد که تنها می شود
دست سردم را بگیر امشب، که جایی گیر نیست
می نویسم قاصدک ها را که تا باور کنند
راز لبهای تو در غمنامه ی تقدیر نیست
چشمهایم مال تو، آن دم که باران می زند
اشکهایت مال من، امشب هوا دلگیر نیست
دیدگاه ها (۳)

ساحل آغوشت رابیاورکشتی احساسملمس تورا میخواهددروسعت بازوانت ...

"همرنگ" تمام"آرزوهاے" منے"غارتگر" قلب و "جاݧ"و "دنیاے" منے"د...

بی وفا خاطر شیرین تو بیمارم کردبی هدف رهروی این کوچه و بازار...

عطـــر یاس آواز نسیــــم رقص شـــاپرڪ ها انـوار عاشقانہ ے آف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط