{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر بزرگ مرد

پدر بزرگ مرد
از بس که سیگار می کشید
مادر بزرگ ساعت زنجیر دار او را که همیشه به جلیقه اش سنجاق بود را به من
بخشید
بعدها که ساعت خراب شد
ساعت ساز عکس کسی را به من داد
که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود
دختری که هیچ شبیه جوانی مادر بزرگ نبود!!!
پــــــیرمرد…چقدر سیگار می کشید
دیدگاه ها (۳)

عـشقمقــــــســـــــــم به نامت…آنقدر عاشقانه هایم را روی ای...

یادت باشه...

درد یعنی از وقتی که آفتاب میشینه دلت بگیره تا صبح که بیدار م...

تــو زنــدگــی هــر مــردی یــه دروغــایــی هــســت کــه هــ...

پدربزرگ مُرد، از بس که سیگار کشید..مادربزرگ ساعت زنجیردار او...

به چشمانش نگاه کردم گریه بود  ولی غرورش باعث میشد  پنهان کند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط