شاعرم کردی و رفتی درد از این بیشتر

شاعرم کردی و رفتی، درد از این بیشتر ؟

کوهِ غصه رویِ دوشِ مرد ، از این بیشتر ؟

همدمِ تنهایی ؛ از دوری........ طولانیِ ام

هم نشینی ؛ با غمِ نامرد ، از این بیشتر ؟

شادیِ مصنوعی....... لبخندهایی سوخته ؛

شاعری با بیت هایی سرد ، از این بیشتر ؟

در وجودم سبز بودن حالتی افسانه ای ست

در نگاهم ؛ موجِ رنگِ زرد ، از این بیشتر ؟

اعترافِ اینکه عشقت سوژه های نایاب را

با خودش در خاطرم آورد ،.... از این بیشتر ؟

سخت مغرورم ......ولی در شعرهایم ... جمله ی

تو نیستی جزعشق تلخ ..؛ برنگرد”، از این بیشتر ؟

/ سعید
دیدگاه ها (۳)

با منی ، با همه یِ نازِ نگاهت مثلاًبا دل آراییِ آن صورتِ ماه...

نمی‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شو...

بانگاهی ؛ دل ما را تو مشوش کردی آنچنان بشکستی ؛ که مستوج...

دلبری کردنت ای یار دل آزار کم استدوستت دارم و این جمله چه بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط