با منی با همه ی ناز نگاهت مثلا

با منی ، با همه یِ نازِ نگاهت مثلاً

با دل آراییِ آن صورتِ ماهت مثلاً

پیشِ من هستی و بر شانه یِ تو ریخته است

فتنه انگیزیِ موهایِ سیاهت مثلاً

با سه تا شاخه یِ گل دسته گلی ساخته ام

مثلِ یک تاج و یا مثلِ کلاهت مثلاً

فالِ من گفت “می مانی” ، و خیالم با عشق

چیده و ریخته گل بر سرِ راهت مثلاً

روحم انگار کنار تو در آمیخته با

خنده ی با نمک گاه به گاهت مثلاً

پیشِ من هستی چو ببوسمت آهسته

که باز :
بشود بوسه سر آغازِ گناهت مثلاً…

/ سعید
دیدگاه ها (۵)

نمی‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شو...

حاکمی بود که به سرودن شعر علاقه وافری داشت اما در این کار هی...

شاعرم کردی و رفتی، درد از این بیشتر ؟کوهِ غصه رویِ دوشِ مرد ...

بانگاهی ؛ دل ما را تو مشوش کردی آنچنان بشکستی ؛ که مستوج...

....با منی ، با همه یِ نازِ نگاهت مثلاًبا دل آراییِ آن صورتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط