{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بود

ادامه وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بود

پارت چهار

رفت تو آشپز خونه و قهوه جونگ کوک رو براش آوردم وقتی قهوه آماده شد رفت برا جونگ کوک قهوه رو براش میارم که
یک دفعه میا آمد.

بچه ها میا یکی از خدمتکار هاست که
همیشه سعی میکنه به جونگ کوک نزدیک و بشه! ولی جونگ کو اصلن محلش نمی یاره
میا قهوه رو از دستم کشید. که نصفش ریخت رو زمین
میا. تو روی زمین رو تمیز کن من برای ارباب
می برم. ( ارباب با لوسی گفت)
ات. باشه ببره
مغز ات
وای خدا عجعب لوسی لباس کوتاه که پوشیده.
رفتم رو زمین که قهوه رو تمیزه کنم با طی
مغز میا
امروز دیگه مخ ارباب رو میزنم با لباسم آرایشم

جونگ کوک میخواست بره قهوه رو بیار که دید میا داره براش می یاره
مغز جونگ کوک
وای نه دوباره این دختره هر.زه( بخاطر هر.زه ببخشید)
میا. بفرمایید ارباب با( لوسی)
جونگکوک. نگاه سرد
میا. ام ارباب
جونگ کوک. میخوای دوباره بگی به من عاشقتم( سرد)
میا........
جونگ کوک. حالا گمشو
میا. چشم
مغز میا
اه دوباره نه نتونستم مخ ارباب بزنم بلکه نقشه ای که کشیدم فهمید
جونگ کوک. ات ( کمی داد)
ات. بله ارباب
جونگ کوک . از این به بعد خدمتکار شخصی منی فهمیدی
ات. بله
جونگ کوک. حالا برو اتاقمو تمیز کن. ( سرد)
ات. چشم
رفتم تو اتاق که ببینم ارباب باز چیکار کرده با اتاق .رفتم تو اتاق که بله همه جا بهم ریخته بود.
پرش زمانی به ساعت ۱ بعد ظهر
ات داشت تا ساعت ۱ بعد ظهر اتاق رو تمیز میکرد که زنگ خونه به صدا در آمد .
ات با خوش حالی رفت پایین که ببین جونگ کوک شما جوجو ها با خودتون میگید مگه ات عاشق جونگ کوک بلکه نه
منحرف ها چون جونگ کوک وقتی داشت میرفت جلسه مافیا ها به ات گفت
اگر اتاقم تمیز باشه بهت ۱میلیارد وون
میدم........
دیدگاه ها (۰)

وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بود ( پارت پنج)

بچه ها واقعا باید عزاداری کنی اون مر شجاع و حکیم بود

خب بچه ها بعد از اینکه فیک جونگ کوک تموم شد میریم برای درخوا...

لباس جونگ کوک

آهان باشه پس برو بیرون میخوام لباسمو عوض کنمات. چشمرفتم تو آ...

جونگ کوک رفت. بیرون از اتاق ات هر دفعه گریه میکرد بخاطر دردش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط