یک امروز را می خواهم ازت متنفر باشم
یک امروز را می خواهم ازت متنفر باشم...
حداقل به پاس یک عمر عاشقی ِ بی حاصل,
امروز ازت متنفرم ...
به خاطر بارانی که بارید و نبودی,
به خاطر این بغض های لعنتی که بی صدا می شکنند ,
به خاطر دردهایی که مرهمش ,
فقط تویی ,
به خاطر ِ این حس داغونی که تمامی ندارد,
به خاطر حرف های تلنبار شده در گلویم,
به خاطر آوار شدن آرزوهای مشترکمان
و ... و ... متعجبم چرا عشقم به نفرت تبدیل نمی شود ...
که چرا از یادم نمی روی ,
ای رفته از دست؟!
این جمله ام را با همان عشق همیشگی مان
بخوان ....
"یادت باشد امروز ازت متنفرم ... اما تو باور
نکن" ...
حداقل به پاس یک عمر عاشقی ِ بی حاصل,
امروز ازت متنفرم ...
به خاطر بارانی که بارید و نبودی,
به خاطر این بغض های لعنتی که بی صدا می شکنند ,
به خاطر دردهایی که مرهمش ,
فقط تویی ,
به خاطر ِ این حس داغونی که تمامی ندارد,
به خاطر حرف های تلنبار شده در گلویم,
به خاطر آوار شدن آرزوهای مشترکمان
و ... و ... متعجبم چرا عشقم به نفرت تبدیل نمی شود ...
که چرا از یادم نمی روی ,
ای رفته از دست؟!
این جمله ام را با همان عشق همیشگی مان
بخوان ....
"یادت باشد امروز ازت متنفرم ... اما تو باور
نکن" ...
- ۱.۰k
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط