اهل شعرم... اهل تنهایی و درد...
اهل شعرم... اهل تنهایی و درد...
پیشه ام فریاد است... کاسبم... کاسب دل...
صادراتم شادی و.. وارداتم غم ودرد...
دوستانی دارم سردتر از سردی برف...
گاه گاهی یخشان می شکند..
گاه گاهی دلشان می سوزد ولی از روی ترحم...
سرزمینی دارم مردمانش همه دوست...ولی از روی ریا..
خنده ام می گیرد!!
من خودم اهل تماشا هستم...
گاه گاهی دلی می سازم می فروشم به شما...
تا به آواز صداقت که درآن زندانیست دل "بی مهر"شما تازه شود...
چه خیالی.. چه خیالی..
خوب می دانم دلتان بی مهر است...
پیشه ام فریاد است... کاسبم... کاسب دل...
صادراتم شادی و.. وارداتم غم ودرد...
دوستانی دارم سردتر از سردی برف...
گاه گاهی یخشان می شکند..
گاه گاهی دلشان می سوزد ولی از روی ترحم...
سرزمینی دارم مردمانش همه دوست...ولی از روی ریا..
خنده ام می گیرد!!
من خودم اهل تماشا هستم...
گاه گاهی دلی می سازم می فروشم به شما...
تا به آواز صداقت که درآن زندانیست دل "بی مهر"شما تازه شود...
چه خیالی.. چه خیالی..
خوب می دانم دلتان بی مهر است...
- ۱.۱k
- ۱۰ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط