{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون نهالی سُست میلرزد

چون نهالی سُست میلرزد
روحم ازسرمای تنهایی
میخزد درظلمت قلبم
وحشت دنیای تنهایی

دیگرم گرمی نمی بخشی
عشق،ای خورشیدیخ بسته
سینه ام صحرای نومیدی ست
خسته ام،ازعشق هم خسته

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

نقش مهمی در این نمایشنامه ندارم ؛ قرار است او در یک کافه‌ی ک...

پنج شنبه هابرایم غزلی بخوان،فالی بگیر دستِ این روزهایِ نبودن...

چه خوش است در فراقی ،همه صبر کردنبه امید آنکه روزی ،به کف اف...

حقیقتِ تلخِ زیستن، همین دایره‌یِ واژگونی‌ست که ما را در میان...

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 58["ویو تهیونگ"]_"تو خفه شو."+"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط