دلتنگی

دلتنگی
نه لباس است
که تغییرش دهم

و نه اشک
که از چشمانم ببارد
دلتنگی

دستی است
که گلویت را
پشت دیوار تنهایی می‌فشارد
دیدگاه ها (۰)

میخواهم امشب سڪوتشب بوها را زیر سایه ے ماه بے تاب بشڪنم..شای...

از یه جایے ب بعد دیگ صداش درنمیاد فقط تا دلش میشڪنه ، چشماش ...

قوربان اولوم من او شیرین دیللرهاوزاخ دوشدوق حسرت اولدخ ایللر...

سن وفاسیز عشق سن،هردم منی آغلادیسانقاچیرام یول آچیرام یول لا...

عجیب دلتنگی می کند دل ...شب ، تنهایی ، دلتنگی هجوم خاطرات ، ...

بعضی روزها عجيب بوی تو را می دهند دلتنگی كنج خانه می نشيند ز...

هرشب پشت دیوار خاطره‌هامن هستم و هیزمی از یاد توو خاکستری از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط