{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من رنج بسیار کشیده‌ام و می‌کشم؛ اما به آرامی و در عین کرا

من رنج بسیار کشیده‌ام و می‌کشم؛ اما به آرامی و در عین کرامت رنج می‌برم. رنج را بخشی از زندگی می‌دانم، بخشی بسیار مهم! چگونه چیزی بیاموزم اگر رنج نبرم؟ اما به هنگام رنج آرام می‌مانم. چه کسی باور می‌کند من رنجی عمیق دارم؟ گمان نمی‌کنم نباید رنجی باشد؛ گمان نمی‌کنم وجود رنج نشانه اشکال است؛ گمان نمی‌کنم نباید در تکاپوی رفع رنج باشم!
سعی در غلبه بر رنج ندارم؛ اما در تلاشم که رنج را معنا کنم. در تلاشم رنج را عمیقا درک کنم. بدون مقاومت! افسرده و پریشان نیستم. تنها امید دارم به حد کافی برای درک رنج و زندگی خردمند باشم.
دیدگاه ها (۴)

گاهی؛دلم می خواهدبگذارم بروم بی هرچه آشنا...گوشه ی دوری گمنا...

ای قطره های باران با جوی ها بگوییدکان رهرو غم آلود زین رهگذر...

اما می‌دانی..من ماندن را دوست دارم، اینکه کسی باشد تا بماند....

من خودشیفته نیستم، ولی کمتر از جایگاهم را هم نمی‌پذیرم.** د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط