{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یعقوب های چشم مرا گریه پیر کرد

یعقوب های چشم مرا گریه پیر کرد

عطر حرم رسید و مرا هم اسیر کرد
بیش از گدا نبودم و اما به لطف تو

رخت غلامی تو مرا هم امیر کرد
دیگر غذای خانیمان باب میل نیست

تنها مرا غذای عزاخانه سیر کرد
هر شب برای زخم لبت گریه میکنم

غم های روضه ی تو مرا گوشه گیر کرد
بر روی نیزه رفت که ما بندگی کنیم

اقای ما کرم به صغیر و کبیر کرد
آتش زده مرا بخدا روضه ی هلال

آورده بود آب و ولی او چه دیر کرد

تا پشت و روی پیکرتان را یکی کند

ده تا سواره را عمر سعد اجیر کرد وقتی کفن برای تن پاره ات نبود

با احتیاط پیکرتان را حصیر کرد فطرس بیا سلام مرا تا حرم ببر

یعقوب های چشم مرا روضه پیر کرد
دیدگاه ها (۳)

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب هرکسی خواسته باشد به خدایی برسدبای...

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط