تهمت به من و قلم مزن میفهمی
تهمت به من و قلم مزن میفهمی
هی دست به این ستم مزن میفهمی
با یاد تو در تمام شب می گریم
برخاطر من قدم مزن میفهمی
هراینه از خیال من تنهایی است
از دوری و غم تو دم مزن میفهمی
با تار نگاه خود به دل چنگ زدی
این زخمه تو بردلم مزن میفهمی
نابودشدم بدست غم حیرانم
حرفی دگر از عدم مزن میفهمی
این قصه ما نهایتش ویرانی است
این حادثه را رقم مزن میفهمی
هی دست به این ستم مزن میفهمی
با یاد تو در تمام شب می گریم
برخاطر من قدم مزن میفهمی
هراینه از خیال من تنهایی است
از دوری و غم تو دم مزن میفهمی
با تار نگاه خود به دل چنگ زدی
این زخمه تو بردلم مزن میفهمی
نابودشدم بدست غم حیرانم
حرفی دگر از عدم مزن میفهمی
این قصه ما نهایتش ویرانی است
این حادثه را رقم مزن میفهمی
- ۱.۷k
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط