{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرطان و دوست دارم

سرطان و دوست دارم
ذره ذره اب شدن جلو همه اون کسایی که اذیتت کردن
اشکتو در اوردن
بهت نامردی کردن
دوست داشتنتو نفهمیدن :)
راستش میدونی؟
وقتی همه چی تموم میشه...
تازه اولِ راهِ...
گریه ها تازه شروع میشه...
فکرا شروع میشه...
تنهایا شروع میشه...
واسه تو هیچی مهم نیس...
اینکه چه بلایی سرِ من میاد...
واست مهم نیس...
اما یه روزی میرسه با یه دسته گل میای دیدنم
جلوم میشینی...
مثه من اشک میریزی...
اون روز میفهمی چقدر دیر شده...
واسه حرفایی که نباید زده میشد ولی...
واسه کارایی که به خاطر لج کردن کردیو نباید میکردی...
حالا جاهامون عوض شده...
حالا حالِ اون روزامو میفهمی...
اما من دیگه نیستم...
تو هم نگران نباش خاک سرده میگذره...
زود فراموش میکنی... :)
جام پر میشه...

#Mahdi
دیدگاه ها (۴)

جمـعه که میشودنــمیدانم دلـم به کدامین دلیـل بـــی ربــطی می...

هیس !!! اصلا تو حـــــق نداری چیزی بگی ...فقط بــــــاید ببی...

بچــه کـــہ بـــودم آرزو داشــتم ازم بپـرسن چنـد سالته؟؟ بگ...

...

𝓹𝓪𝓻𝓽 22همی ویواون وو دستمو کشید انداخت تو یه اتاق و درو بست ...

خدمتکار من پارت11درحال راه رفتن توی جنگل بودن که پای یکیشون ...

زمرد های صورتی پارت⁸ویو نویسنده °^دمیتریوس رفت پیش دامیان دم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط