{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا دیروز فکر می کردم

تا دیروز فکر می کردم

تمام قله های جهان را

می توانم فتح کنم.

تازه امروز فهمیدم

چه نفس گیر است

بالا رفتن از پله های خانه ای که

تو دیگر در آن نیستی!



| عبدالرضا مولوی |
دیدگاه ها (۱)

بانوی‌ من‌ ! رسوایی‌ِ قشنگ‌ ! با تو خوش‌بو می‌شوم‌ ! تو آ...

این گریه‌ها مرا به تو نزدیک تر نکرد با اینکه آب جسم رساناست...

وقتی که رگباری ترین آغوش بودم دست تو مثل سقفْ بالای سرم بود...

و جهنم تنها جای کسانیست که؛ فهمیدند دوستشان داریم اما رف...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

عاشقانه

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

عاشقانه های شبنم

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

من قبلا فکر میکردم زیباترین ادم یعنی کسی که چشم های قشنگی تر...

⌛️ #یاد بشارت فتح قلّه✏️ «نزدیک قله‌ایم»؛ این وعده‌ای بود که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط