{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا می گویم،آه از دست تو!

نمی دانم چرا می گویم،آه از دست تو!
دست های تو،زیباترین فعل ها را رقم می زدند..
نوازش می کردند،
شعر می نوشتند...
آهنگ می نواختند،
چای می ریختند...
دست های تو...
رفیق صمیمی دست های من...
اما...
آه از پاهای تو...!


چه ساده رفتند

#روزبه_معین
دیدگاه ها (۱)

آن پَری چهره که چشمانِ سیاهی داردچشمِ بد دور، که گیرنده نگاه...

حیف! با اینکه دوستت دارم سهمِ دستانم از تو پرهیز است قسمتم ن...

بی سبب نیست که پنهان شده ای پشتِ غبارتو هم ای آیِنه از دیدنِ...

چند پارتی[از خون تا عشق]

راز همسر داری و حفظ احترام و حرمت در خانواده؟ اگرمی خواهی خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط