{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گردیـده از پیکـر جـدا شاخـۀ یاسم

گردیـده از پیکـر جـدا شاخـۀ یاسم
افتاده بر روی زمیـن دست عباسم
یـا اخـا العباس یــا ابوفاضـــل

عباس من!عباس من!چشم خود واکن
بـــار دگـــر حمـــایت از آل طـاهـــا کـن
یـا اخـا العباس یــا ابوفاضـــل

سقای آل فاطمه! از چه بی‌تابی؟
کنـــار نهـــر علقمــه تشنـــۀ آبــی
یـا اخـا العباس یــا ابوفاضـــل

با جام خالی کودکان دیده در راه‌اند
تنهـا تـو را تنهـا تو را از تو می‌خواهند
یـا اخـا العباس یــا ابوفاضـــل

من بین دشمن مانده‌ام بی‌کس تنها
تو غـرق خـون افتاده‌ای بین دشمن‌ها
یـا اخـا العباس یــا ابوفاضـــل

وقتی که دست از پیکرت بر زمین افتاد
ذریــۀ زهــرا شدنـد جملـه دشمـن‌شاد
یـا اخـا العباس یــا ابوفاضـــل

سقای بی‌دست و سرم! آه و واویلا
برخیـز و رو کــن در حــرم آه و واویلا
یـا اخـا العباس یــا ابوفاضـــل
دیدگاه ها (۱)

بازی با آتیش

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۷🌌بعدشکوروگیری کنار شیگار...

p27

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۴: فروریختن در سکوتتنشِ میان آ...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت دوازدهــم 𓆪 🖤🥀اتاق در تاریکی مطلق فرو رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط