خوب دیگه من شش هفت سال بعد از دبیرستان همه اش کار می کر

‌خوب دیگه، من شش هفت سال بعد از دبیرستان همه اش کار می کردم. کارمند کشتیرانی شدم. فروشنده شدم، و خلاصه همه جور کاری کردم. این یه زندگی پستیه. آدم صبح های گرم تابستون سوار تراموا بشه، بره سر کار، تموم زندگیش حساب صنار سه شاهی رو داشته باشه، یا همه اش تلفن بزنه. بخره یا بفروشه. پنجاه هفته سال جون بکنه، بلکه دو هفته مرخصی بگیره. اما من همیشه آرزو داشتم که توی بیابونا کار کنم. توی هوای آزاد پیرهنمو از تنم دربیارم. این جا آدم همه اش باس یه کاری کنه که از بقیه جلو بزنه تا بتونه برای خودش آتیه یی درست کنه. تو این جوری می خوای آتیه تو درست کنی؟
آرتور_میلر
دیدگاه ها (۱)

ژنرال!تانک ات قوی ترین خودروستجنگل را فرو می ریزد،و هزاران ن...

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم؟اوست...

دوره هایِ خوب من آن قدر زمان و فرصت ندارند که به صورت طبیعی ...

part 2

باید فراموشت کنم؟فراموشت کنم؟ یعنی باید چیزی رو که از ته قلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط