ONLY MINE
ONLY MINE
PART 5
ویو ا/ت . از احساس گردن و کمر درد از خواب بیدار شدم به خاطر این بود که نشسته خوابم برده بود ساعت و دیدم ۱۱ بود
جینو هم هنوز خواب بود بلند شدم رفتم آشپز خونه و قوری رو آب کردم و گذاشتم روی گاز تا آب جوش بیاد و چایی دم کنم بعد چند مین که چایی دم کردم رفتم و یه دوش چند مینی گرفتم ومدم بیرون و کارهای لازم رو انجام دادم و ناهار هم درست کردم خودم میلی به صبحانه نداشتم و بعید هم میدونستم جینو حالا حالاها بیدار بشه برای همین یه لیوان چایی ریختم و یه روزنامه و گوشیم رو برداشتم و نشستم و شروع کردم به زنگ زدن برای کار
تا ساعت ۱ کارم همین بود اما نتیجه ای نداشت همشون می گفتن کار ما مناسب تو نیست..یا شیفت شب بود که منم نمی تونستم جینو رو شب خونه تنها بزارم و خلاصه کلی بهونه چرت دیگه
کاملا نا امید شدم و روزنامه رو پرت کردم لعنتی هر جور که شده باید یه کار پیدا کنم هم کرایه ون مرد اشغال و بدم هم ...وایی جینو از سال دیگه باید بره مدرسه و من هنوزم هیچ پس اندازی ندارم
خدایا دارم دیونه میشم اخه این چه زندگیه کوفتییه که من دارم ؟ همش میدوعم اخرشم هیچی که هیچی
از این روزنامه ها و زنگ زدن که تا سال دیگه ام ابی واسم گرم نمیشه باید حضوری برم تا شاید تونستم کاری پیدا کنم
همش تقصیر ون مردک توی رستوران بود اخهه اخه چی میشد ون شب نمیومدی توی ون رستوران چی میشد اگه خودم عین ادم کار میکردم ...
تو همین فکرا بودم و همش باخودم درگیر بودم که جینو از اتاق ومد بیرون ...
جینو. سلام اجی
ا/ت. سلام آقا......چه وقت بیدار شدنه؟
جینو. خوابم میومد خوب...( خنده آروم
ا/ت. خیلی خوب حالا برو دست و صورتت رو بشور مسواک هم بزن بیا باهم ناهار بخوریم
جینو. باشه
ادمین. جینو رفت و کار های لازم رو کرد و ومد و با هم ناهار خوردن و بعد از شستن ظرف ها ا/ت برای جینو یکم خوراکی و فیلم گذاشت تا نگاه کنه و بعد خودش رفت تا دنبال یه کار بگرد و تا ساعت ۵ ونیم عصر هم گشت هم هیچ کار مناسبی پیدا نکرد و ناامید روی یکی از صندلی های پارک نشست و تو فکر فرو رفت که با صدایی به خودش ومد....
ادامه دارد......
PART 5
ویو ا/ت . از احساس گردن و کمر درد از خواب بیدار شدم به خاطر این بود که نشسته خوابم برده بود ساعت و دیدم ۱۱ بود
جینو هم هنوز خواب بود بلند شدم رفتم آشپز خونه و قوری رو آب کردم و گذاشتم روی گاز تا آب جوش بیاد و چایی دم کنم بعد چند مین که چایی دم کردم رفتم و یه دوش چند مینی گرفتم ومدم بیرون و کارهای لازم رو انجام دادم و ناهار هم درست کردم خودم میلی به صبحانه نداشتم و بعید هم میدونستم جینو حالا حالاها بیدار بشه برای همین یه لیوان چایی ریختم و یه روزنامه و گوشیم رو برداشتم و نشستم و شروع کردم به زنگ زدن برای کار
تا ساعت ۱ کارم همین بود اما نتیجه ای نداشت همشون می گفتن کار ما مناسب تو نیست..یا شیفت شب بود که منم نمی تونستم جینو رو شب خونه تنها بزارم و خلاصه کلی بهونه چرت دیگه
کاملا نا امید شدم و روزنامه رو پرت کردم لعنتی هر جور که شده باید یه کار پیدا کنم هم کرایه ون مرد اشغال و بدم هم ...وایی جینو از سال دیگه باید بره مدرسه و من هنوزم هیچ پس اندازی ندارم
خدایا دارم دیونه میشم اخه این چه زندگیه کوفتییه که من دارم ؟ همش میدوعم اخرشم هیچی که هیچی
از این روزنامه ها و زنگ زدن که تا سال دیگه ام ابی واسم گرم نمیشه باید حضوری برم تا شاید تونستم کاری پیدا کنم
همش تقصیر ون مردک توی رستوران بود اخهه اخه چی میشد ون شب نمیومدی توی ون رستوران چی میشد اگه خودم عین ادم کار میکردم ...
تو همین فکرا بودم و همش باخودم درگیر بودم که جینو از اتاق ومد بیرون ...
جینو. سلام اجی
ا/ت. سلام آقا......چه وقت بیدار شدنه؟
جینو. خوابم میومد خوب...( خنده آروم
ا/ت. خیلی خوب حالا برو دست و صورتت رو بشور مسواک هم بزن بیا باهم ناهار بخوریم
جینو. باشه
ادمین. جینو رفت و کار های لازم رو کرد و ومد و با هم ناهار خوردن و بعد از شستن ظرف ها ا/ت برای جینو یکم خوراکی و فیلم گذاشت تا نگاه کنه و بعد خودش رفت تا دنبال یه کار بگرد و تا ساعت ۵ ونیم عصر هم گشت هم هیچ کار مناسبی پیدا نکرد و ناامید روی یکی از صندلی های پارک نشست و تو فکر فرو رفت که با صدایی به خودش ومد....
ادامه دارد......
- ۱۱.۰k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط