سناریو بخاطر توپارت

سناریو بخاطر تو/پارت ۸
داشتم می‌افتادم که یهو یکی منو رو هوا قاپید.بخاطر سقوط چشمام سیاهی میدید و نمیتونستم ببینمش.ولی یکم که گذشت دیدم درست شد و دیدم کاتسوکی عه.شاخ نداشتم اونم در آوردم.آخه کاتسوکی وسط آسمون؟!خدایا کاش ازت یه چیز بهتر میخواستم.(بهتر از باکوگو🤨؟)

کاتسوکی منو خیلی محکم گرفته بود جوری که میتونستم گرمایی که از بدنش ساطع میشد رو حس کنم.یکم قرمز شدم.کاتسوکی بالاخره رو یه ساختمون فرود اومد و منو گذاشت زمین.سعی کردم به چشماش نگاه نکنم ولی نمیشد.کمکم کرد وایسم بعد با یه اخم از نگرانی پرسید"حالت خوبه؟آسیب ندیدی؟"گفتم"خوبم.ممنون"بعد از جوابم یهو کاتسوکی یه اخم از سر عصبانیت کرد و داد زد"آخه نفله بی عقل!کدوم دیوونه ای نصفه شبی تو آسمون میچرخه؟!ها؟!"یکمی از لحنش ترسیدم و عقب رفتم.کاتسوکی با دیدن ترسم یه نفس عمیق کشید.بعد مچ دستمو گرفت و گفت"بیا ببرمت پایین تا یه کار دست خودت ندادی"بعد گشت دنبال در یا پله اضطراری.

حس عجیبی رو مچ دستم داشتم.کاتسوکی هیچ وسیله ای برای پایین رفتن پیدا نکرد.آهی کشید و مچ دستمو کشید.بعد دوباره بغلم کرد و گفت"میخوام از ساختمون بپرم پایین.چشماتو ببند وگرنه سرت گیج میره."بعد پرید پایین رو یه ساختمون دیگه.چشمامون محکم بستم.خیلی نگران بودم.این چه حس لعنتی بود که کنار کاتسوکی داشتم؟نمیدونم.رسیدیم به زمین.کاتسوکی منو پایین گذاشت و چرخید سمت مخالف.

کاتسوکی:خیلی خب حالا رو زمینی اینجا هم هیچ تحدیدی وجود نداره که یه بلایی سرت بیاد.حالا برو خونه.

و راه افتاد طرف مخالف مسیر من.گفتم"ممنون کاتسوکی.این دومین باره که امروز کمکم میکنی.یه روزی جبران میکنم."کاتسوکی توی کرد و به راهش ادامه داد.اگه اون‌موقع حواسم جمع نبود نمیفهمیدم حرفش رو که گفت:مراقب خودت باش نفله.


میدونم خراب کردم.اثرات امتحاناته.این پارت رو هم بخاطر اصرار زیاد چند تا از فالور هام دادم چون خیلی مشتاق بودن.حالا من بای😁
دیدگاه ها (۱۰)

هعی کودکی...

برگام!ویسگون میاره!

سناریو بخاطر تو/پارت ۷یهو از جام پریدم.اوراراکا بهم پیام داد...

هورااااااا!

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۵۵میون‌شی تقلا ای نکرد و آروم سرش ر...

بیب من برمیگردمپارت: 69گوشی رو کنار گذاشت و باهام چشم تو چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط