{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش عشقت شده بودم که دلت جایم بود

کاش عشقت شده بودم که دلت جایم بود
بغل اسم تو در دفترت امضایم بود

قایقی میشدم و گاه تو را میبردم
خنده‌ات همسفری با من و دریایم بود

تو تمام نفسم میشدی و سینه‌ی من
از هوای تو در اکسیژن دنیایم بود

کوچه‌ی خلوت و من منتظر آمدنت
اشک و آهی که در این کوچه به لبهایم بود

سخت در حال و هوای تب حسرت بودم
که چه میشد اگر آغوش تنت جایم بود؟!

ناگهان آمدی و خوب نگاهت کردم
دیدم از هرچه در آن دلبر زیبایم بود!

چشم تو خیره به من حالت عاشق شدن است
این همان لحظه‌ی نابی است که رویایم بود

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
┅┄ ┄┅┄ ✶❤ ️✶┄┅┄
دیدگاه ها (۱)

نگران فردا نباش!از گندمزار من و تو,مشتی کاه می ماند برای باد...

هـر دو دست به قـلم بـودیم .تـو نقـش میـزدے و من شعـر مے بافـ...

دنیای عجیبی شده... برای دروغ هایمان خدا را قسم میخوریم... و...

مهم نیست که نوشتہ هام مخـاطــب خـاص ندارهمهم اینه کهتــا دلـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط