روبه روی نگاه من بنشین برایت چای می ریزم با عطر عشق

رو به روی نگاهِ من بنشین! برایت چای می ریزم☕ با عطرِ عشق و اندوخته ی کوچکی از جنسِ محبت ، از جنسِ صداقت
که آرام بگویی: چه کمیاب و کیمیاست در این روزگارِ ناموافق...🍃
و من بی معطلی بگویم: هنوز هم آدمِ ناب و اهلِ دل پیدا می شود جآنِ من!
اما این را توی دلم می گویم ،
نمی خواهم با خودت فکر کنی چقدر هم خودش را تحویل می گیرد... 🐞
مثلِ همیشه این چند کلمه هم تلنبار می شود روی دلم !
آدمِ پُر حرفی ها نیستم اما سرم درد میکند برای حرفهای تو ،
اصلاً مگر چند نفرند توی دنیای یک نفر که حرفهای شان ارزشِ شنیدن داشته باشد؟
ارزشِ چند بار شنیدن... 🌻
یا شاید بهتر باشد بگویم حرفهایشان اشتیاق آور باشد ،
مثلِ آدرِنالینِ خالص عمل کند ، مثلِ بمب توی ذهنِ و فکرِ آدم منفجر شود و همه چیز را زیر و رو کند ...💕
راستش من همیشه برای تو سرم درد می کند اما نه به قدرِ دلم...
دکترها همین روزهاست که دلم را جواب کنند اما به هیچکس نمی گویم تقصیرِ توست!
باز می نشینیم رو به روی هم و من به رسمِ همیشه می گویم : برایت چایِ حرف پهلو آورده ام...🎵
.حرفهای تو ، چای که سهل است ، دلم را ، روزگارم را هم شیرین می کند...👌🍀❤
#عشقوبوژی
دیدگاه ها (۱)

بیا با هم برویم زندگی را برقصانیم به ساز #خنده هایمان... من ...

صبح است و دلم میل به اعجاز تو دارد صبح است و به لبخند تو محت...

کمی حال خوب...👌🍀❤پا ب پای هم برویم گذشته را پیدا کنیمحالی بپ...

هنوز هم از لا به لای پرده‌های خاک گرفته این اتاق، دنبال عابر...

بیاد بابامحمدم

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه از ...

چراغی که خاموش نمیشود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط